تبليغاتX
بهار

هنوز شعرهایم بوی تن تو را میدهد

باورت میشود؟

باورت میشود

هنوز دلیل بی خوابی هایم خاطره ی چشمهای بی قرار توست؟

 

در خیال هم، گر می گیرم، نگاه های عاشقانه ات را که مرور میکنم

باورت میشود؟

باورت میشود

جای خالی ات را کسی پر کرده است که هیچ شبیه تو نیست؟

باورت میشود

هیچ آغوش کاملی

لذت آغوش نصف نیمه ی تو را ندارد؟

 

بگذریم

حالا که سالها از ندیدنم،نشنیدنم،نداشتنم میگذرد؛ حالا که دهها تن بعد از مرا به آغوش کشیده ای، میتوانی باور کنی آن روزها چقدر عاشقت بودم؟ میتوانی باور کنی که هیچ کس مثل من عاشقت نبود، نیست، نخواهد بود؟ میتوانی باور کنی چقدر عاشقت بودم؟ میتوانی؟

 

اگر هیچکدام اینها را باور نمیکنی، خواهش ميكنم این را باور کن:

هنوز عاشقانه دوست میدارمت

باور کن

ناباور عشقم!



22اردي بهشت91

 آباده

+  بهار  |